الشيخ عباس القمي
525
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
علي بن المحسن الشريحي الشيخ بهاء الدين أبو الحسن « 1 » از اولاد شريح قاضى است ، و مردى صالح بوده . « م » . فقير گويد : شريح قاضى « 2 » همان است كه عمر بن الخطاب او را به قضاوت كوفه بازداشت « 3 » و تا زمان حجّاج بن يوسف ثقفى قاضى بود . گويند : جناب امير المؤمنين عليه السّلام در زمان خلافت خود خواست او را از قضاوت خلع نمايد فرياد كشيد : واعمراه ! واعمراه ! لاجرم به حال خود گذاشته شد . و او و احنف بن قيس و عبد اللّه بن زبير و قيس بن سعد بن عباده را « سادات الطلس » گويند به جهت آنكه مو بر صورت اين چهار نفر نروييد و قضايا و نوادر « 4 » شريح بسيار است . علي بن محمّد بن أسد اللّه الأصفهاني المعروف ب « الإمامي » ، نوّر اللّه مرقده السامي « 5 » سيد فاضل كامل ، حسيب نسيب اديب اريب ، تلميذ علّامهء مجلسى رحمه اللّه و صاحب كتاب تراجيح در فقه و ترجمهء شفا ، و اشارات شيخ الرئيس ، و كتاب هشت بهشت است ، و آن ترجمهء هشت كتاب است از كتب اصحاب مانند : خصال و كمال الدين و عيون اخبار الرضا عليه السّلام و امالى و نحو ذلك .
--> ( 1 ) . جامع الرواة ، ج 1 ، ص 568 ؛ امل الآمل ، ج 2 ، ص 198 ؛ بحار الأنوار ، ج 102 ، ص 253 ، ( فهرست منتجب الدين ) ( 2 ) . فرزند حارث و از طايفه كنده و يمنى است كه در سال 87 ه . ق . و يا 76 و يا 97 از دنيا رفته است . ابن سعد سال درگذشت او را 79 ه . ق . ثبت كرده است ( 3 ) . وى از سال 18 يا 23 هجرى در سن چهل سالگى به قضاوت كوفه منصوب و در حدود شصت سال اين سمت را داشته و در قضاوت خبير و كاردان بوده و بسيارى از قضات برجسته نزد او دورهء كارآموزى قضائى ديدهاند . وى در سال 79 كه زمان حكومت حجاج است از اين منصب استعفا كرده است . وى عالمى حليم ، عدالتگستر و شاعرى شيرينسخن و بسيار زيرك بوده است . دربارهء او ر . ك : الاصابه ، ج 2 ، ص 144 ؛ طبقات اعلام الشيعه ، ج 6 ، ص 90 و ج 7 ، ص 141 و 161 ؛ تحفة الاحباب ، ص 213 ( 4 ) . نك : طبقات اعلام الشيعه ، ج 6 ، ص 92 ، 93 و 95 ؛ بحار الأنوار ، ج 40 ، ص 302 ؛ نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 444 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 4 ، ص 326 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 9 ، ص 17 ( 5 ) . اعيان الشيعه ، ج 8 ، ص 313 ؛ الكنى و الالقاب ، ج 2 ، ص 56 ؛ ريحانة الادب ، ج 1 ، ص 173 ؛ الذريعه ، ج 4 ، ص 62 ، 78 ، 110 ؛ معجم المؤلفين العراقيين ، ج 7 ، ص 183 ؛ لغتنامه دهخدا ، « على » ، ص 142